تبليغاتX
بهشت رفتن جرأت مردن می‌خواهد - هر روز ما نوروز باد
اینجا اونی هستم که بیرون نمی تونم باشم

    شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد

فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشنيد كه موجي

رود گوشه اي دور و تنها بميرد

در آن گوچه چندان غرل مي سرايد

كه خود در ميان غزل ها بميرد

گروهي برآنند كاين مرغ زيبا

كجا عاشقي كرد، آنجا بميرد

شب مرگ از بيم، آنجا شتابد

كه از مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نكته گيرم كه باور نكردم

نديدم كه قويي به صحرا بميرد

چو روزي از آغوش دريا برآيد

شبي هم در آغوش دريا بميرد

تو درياي من بودي، آغوش واكن

كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد


نفسم هر روز من با تو عید و بی تو.............یادم نیست.آخرین بار کی بی تو بودم؟تو یادت میاد؟

میگن روز نوروز روزی هست که خداوند با انسان عهد بست شاید آن روز ما دست در دست هم بله گفتیم به حقانیت الله و به هم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت   توسط نیمه پنهان  |